مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
353
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
آخرت موجب ايمنىشان است . ولى شما روز پنجشنبه حاضر آييد و آن روز عاشوراست كه در پايانش كشته مىشوم و پس از من از خاندان و خويشاوندان و برادران و اهل بيتم چيزى نمىخواهند و سرم را نزد يزيد ملعون مىبرند . جنّيان گفتند : به خدا سوگند ، اى حبيب خدا و پسر حبيب خدا ، اگر نبود كه بايد از فرمانت اطاعت كنيم و مخالفت با فرمانت براى ما جايز بود ، همهء دشمنانت را پيش از آن كه به تو برسند مىكشتيم . فرمود : به خدا سوگند ما از شما بر آنان تواناتريم ولى « تا كسى كه [ بايد ] هلاك شود ، با دليلى روشن هلاك گردد و كسى كه [ بايد ] زنده بماند ، با دليلى روشن زنده بماند . . . » . « 1 » يك نكته در اينجا يك نكته لازم را بايد يادآور شد و آن اين است كه خطابهاى اهل بيت با ديگران با توجّه به ميزان درك و فهمشان از سخنان آن بزرگواران تأثيرى متفاوت دارد ؛ و با توجّه به ميزان عقل ، ايمان و يقين به آنان و تسليم بودن در برابرشان ، بيان صراحت موضوع و جان حقيقت از سوى آنان براى مخاطبان تفاوت مىكند .
--> ( 1 ) - بحار ، ج 44 ، ص 330 - 331 ، باب 37 ، سيد بن طاوس نيز اين روايت را با اندكى تفاوت در كتاب لهوف ( ص 28 - 30 ) به نقل از شيخ مفيد در كتاب « مولد النبى و مولد الاوصياء » با إسناد به امام صادق عليه السلام نقل كرده است : « گفت : چون اباعبدالله الحسين از مكّه به قصد مدينه حركت كرد . دسته هايى از فرشتگان با او ديدار كردند . . . » چنين به نظر مىرسد كه نسخهبردار اشتباه كرده باشد ، به اين دلايل : - منزلهايى كه امام عليه السلام از مكّه تا عراق بر آنها گذر كرد از مدينه نمىگذرد . - سيد بن طاوس در همين كتاب لهوف ( ص 30 ) بلافاصله پس از اين روايت گويد : « سپس حركت كرد تا بر تنعيم گذشت » و اين با آنچه در اين روايت آورده است كه آن حضرت از مكّه به قصد مدينه حركت كرد تعارض دارد . چرا كه مفهوم اين سخن اين است كه امام عليه السلام يك بار ديگر به مكّه بازگشت . اين چيزى است كه جغرافياى اين منزلها ثابت مىكند . پس بايد در اين باره تأمل كرد . - روايتى را - كه در متن است - علامهء مجلسى نيز از خود شيخ مفيد با إسناد دادن به امام صادق عليه السلام نقل كرده و در آن آمده است : « چون اباعبدالله الحسين از مدينه حركت كرد ، دسته هايى از فرشتگان با او ديدار كردند . . . » ؛ و اين گواه بر اشتباه نسخهبردار لهوف است . - در بيشتر كتابهاى تاريخ آمده است كه آن حضرت از مكّه به كوفه رفت و به مدينه باز نگشت ، جز آنچه در كتاب معالى السبطين ( ج 1 ، ص 229 ) از ابومخنف و در كتاب اسرار الشهادة ( ص 249 ) آن هم از ابومخنف نقل شده است كه آن حضرت از سرنوشت مسلم بن عقيل بسيار نگران شد و كاروانش را از مكّه به مدينه كوچ داد . و اين خبر گذشته از مجهوليت مأخذى كه اين دو كتاب از آن نقل كردهاند ، خبرى است نادر .